این مطلب ۵۱ بار خوانده شده

بسيج اساتيد مي‌تواند فضاي علمي كشور را متحول كند

تفكر بسيجي يعني خدمت خالصانه و بسيجيان در هر زمان و كسوتي كه باشند سعي مي‌كنند خود را در مسير خدمت خالصانه قرار دهند
نسخه مناسب چاپ

۳۱ خرداد مصادف با سالروز شهادت دكتر مصطفي چمران روز بسيج اساتيد نامگذاري شده است.

قشري از خانواده بزرگ و مردمي بسيج مستضعفين كه اگرچه از حيث قدمت نوپا محسوب مي‌شود، اما تأثيرگذاري و جايگاه اساتيد در فضاي فرهنگي و علمي كشور به حدي است كه مقام معظم رهبري از آنها با عنوان فرماندهان جنگ نرم ياد مي‌كنند. عنواني كه با توجه به گستردگي جامعه دانشگاهي كشور و ارتباط تنگاتنگ اساتيد با قشر وسيع و پوياي دانشجويان، به حق شايسته اساتيد كشورمان است. از اين رو در آستانه روز بسيج اساتيد، به گفت‌وگو با محسن رفيعيان، عضو هيئت علمي دانشگاه يزد و نيز از اعضاي كانون بسيج اساتيد دانشگاه يزد پرداخته‌ايم تا گذري بر فعاليت‌هاي بسيج اساتيد در فضاي علمي و دانشگاهي كشور داشته باشيم. 

غالباً تفكر بسيجي اگر در كسي شكل بگيرد به صورت دنباله‌دار از سوي او تعقيب مي‌شود، دليل اين امر چيست و خود شما از چه سالي وارد بسيج شديد؟

از سال ۷۸ كه در دبيرستان مشغول تحصيل بودم، به عضويت بسيج درآمدم و تقريباً از همان زمان هم اين عضويت را دنبال كرده‌ام. چنانچه پس از راهيابي به دانشگاه عضو بسيج دانشجويي شدم و حالا هم كه به فعاليت در بسيج اساتيد مي‌پردازم. بالاخره بسيج شجره طيبه‌اي است كه با انقلاب متولد شده و به لحاظ ابعاد فرهنگي، اجتماعي، عقيدتي و سياسي هر كس كه خود را معتقد و ملتزم به انقلاب و نظام اسلامي بداند خواهي نخواهي روحيه بسيجي را داراست. بنده هم از همان دوره دبيرستان به درس خواندن و رسيدگي به امور روزمره زندگي اكتفا نكردم و به عنوان عضو كوچكي از جامعه اسلامي و براي اعتلاي آن ضرورت فعاليت مضاعف در زمينه‌هاي ديگر را جست‌وجو كردم. در اين ميان فضاي بسيج را بهترين فرصت براي انجام چنين فعاليت‌هايي يافتم. لذا فكر مي‌كنم هركس كه چنين تفكري دارد و با چنين دغدغه‌هايي وارد بسيج مي‌شود، اين مسير را تداوم مي‌بخشد و در هر كسوت و جايگاهي به حضور در بسيج ادامه خواهد داد. 

به اين ترتيب بايد بگوييم كه شما عضو بسيج دانش‌آموزي، دانشجويي و اساتيد بوده‌ايد، تفاوت عمده بسيج اساتيد با اقشار ديگر و به خصوص دو قشري كه به لحاظ قرار داشتن در فضاي علمي ماهيت مشتركي دارند، چيست؟

صرف نظر از تشابه ماهيتي كه بين همه اقشار بسيج و اين سه قشر اشاره شده وجود دارد، مسلماً هر قشري كاركردها و سياست‌ها و فعاليت‌مشخص خود را دارد. اما در خصوص اساتيد، مقام معظم رهبري تعبيري دارند كه شايد بتوان گفت بهترين وجه تمايز اين قشر با ديگر اقشار را دربردارد. آنجا كه مي‌فرمايند اساتيد فرماندهان و دانشجويان افسران جنگ نرم هستند، ما به وضوح به نقش و كاركرد متمايز بسيج اساتيد آگاه مي‌شويم. در واقع همان‌طور كه فرماندهان در جبهه‌هاي جنگ راهكارها و راهنمايي‌هاي لازم به افسران و رزمندگان را نشان مي‌دادند، در شرايط كنوني هم بسيج اساتيد مي‌تواند چنين نقشي را ايفا كند. 

‌يك بحثي كه در خصوص اساتيد مطرح مي‌شود، ارتباط بي‌واسطه آنها با يكي از آگاه‌ترين و در عين حال فعال‌ترين اقشار جامعه يعني دانشجويان است، به نظر شما آيا بسيج اساتيد مي‌تواند از اين موقعيت براي تعقيب برخي از راهكارها به عنوان نمونه پيگيري منويات رهبري استفاده كند؟ 

در اين خصوص همان طور كه مي‌دانيد جامعه دانشگاهي ما اكنون قشر عظيمي از اجتماع را شامل مي‌شود. به نظر بنده به دو شيوه مي‌توان عمل كرد: يكي فرهنگ سازي عمومي است كه يك استاد بسيجي با تلفيق منش و روش معلم بودن و بسيجي بودن به طور غير مستقيم بدان مبادرت مي‌كند. همان طور كه شما هم فرموديد بسيج اساتيد به لحاظ موقعيتي كه دارد مستقيماً با خود دانشجويان در ارتباط است و هر استادي مي‌تواند به شخصه در بيان برخي از مسائل فرهنگي به دانشجويانش فعال باشد كه اين امر هم اكنون عملي مي‌شود و مسلماً اساتيد بسيجي كه بسط ارزش‌هاي نظام اسلامي را سرلوحه خود قرار داده‌اند، نظير همان مثال تعقيب منويات رهبري، تحقق چنين اهدافي را مد نظر دارند و دنبال مي‌كنند. اما شيوه دوم كمك به توليد محتوا و اقدامات نرم افزاري است. يكي از بسترهاي چنين اقداماتي هم حلقه‌هاي علمي است كه هم اكنون توسط بسيج اساتيد در دانشگاه‌ها دنبال مي‌شود. 

‌مي‌خواهيم بدانيم از طرف خود بسيج اساتيد برنامه مشخصي براي استفاده از اين پتانسيل اساتيد بسيجي وجود دارد؟

ببينيد دانشجويان افراد مطلع و روشني هستند، اگر احساس كنند ابراز يك مسئله به طور مثال يك موضوع فرهنگي به صورت هدايت شده باشد، كمتر آن را پذيرا مي‌شوند تا اينكه بدانند يك استاد به صورت خودجوش و از روي اعتقادي كه دارد مسئله‌اي را مطرح مي‌سازد. بنابراين به نظرم هدايت يك جريان يا يك موضوع خاص نمي‌تواند چندان مؤثر و تأثيرگذار باشد. ولي آنچه مشخص است وجود بسيج اساتيد يك بستر و محفلي را براي جمع شدن و هماهنگي استادان بسيجي فراهم مي‌آورد كه اين خود امر مهم و تأثيرگذاري است. نمونه اين هماهنگي محافل حلقه‌هاي صالحين بسيج اساتيد است كه بحمدلله در دانشگاه يزد نيز مرتباً و با برنامه خاص برگزار مي‌شود. 

‌در خصوص فعاليت‌هاي سازمان بسيج اساتيد يك انتقادي وارد است و آن هم فعاليت‌هاي نه چندان گسترده آن است، نظر شما چيست؟

همان طور كه عرض كردم نفس وجود يك محفل براي جمع شدن اساتيد ارزشي و بسيجي خود يك مركز ثقل و اقدام مفيد است. ضمن اينكه نشان مي‌دهد بسيج اعضاي خود را در هر كسوت و قشري همراهي مي‌كند و امكان فعاليت را به آنها مي‌دهد، اما اينكه الان مي‌بينيم فعاليت‌هاي بسيج اساتيد به دامنه و برد فعاليت‌هاي ديگر اقشار سازمان بسيج مستضعفين نيست، به خاطر نوپا بودن آن است. به نظر بنده كه يكي از اعضاي بسيج اساتيد هستم، اين قشر روندي رو به رشد دارد و هر روز بر دامنه اقداماتش مي‌افزايد. مثلاً همان حلقه‌هاي علمي كه قبلاً گفتم يا حلقه‌هاي صالحين بسيج اساتيد از جمله فعاليت‌هاي اين قشر است كه ما را به آينده اميدوارتر مي‌سازد. پس نبايد زود قضاوت كرد و بايد روي حركت روبه رشد اين قشر از بسيج حساب كرد. 

‌ماهيت اين حلقه‌هاي علمي كه مي‌گوييد چيست؟ 

اين حلقه‌ها توسط بسيج اساتيد و با حضور استادان و دانشجويان برگزار مي‌شوند. مطالبات و كارهاي بر زمين مانده جامعه نيز در آنها تعقيب مي‌شوند. مثلاً بنده مسئول حلقه علمي شهر اسلامي در دانشگاه يزد هستم، با ساير همكاران عضو هيئت علمي رشته شهرسازي، چگونگي توسعه شهرسازي اسلامي را تعقيب مي‌كنيم. البته اين حلقه‌هاي علمي بسيج اساتيد در همه دانشگاه‌ها تشكيل شده است و تعداد آنها چند ده هزار در سراسر كشور است. هركدام از اين حلقه‌ها بر حسب تجربه و دانش‌شان، به بررسي مشكلات علمي، ‌فرهنگي و اجتماعي جامعه و يافتن و ارائه راهكارهاي مناسب آن مي‌پردازند. 

‌با وجود اين روند رو به رشد، به عنوان يك عضو شما آينده بسيج اساتيد را چطور مي‌بينيد؟ 

به نظرم افق‌هاي پيش روي اين قشر بسيار درخشان است. اگر بسيج اساتيد بتواند همين روند رو به رشد را در پيش بگيرد، به جرئت مي‌توان گفت به جايگاه واقعي فرماندهي جنگ نرم مي‌رسد و مي‌تواند فرمانده خوبي براي افسران اين جنگ، يعني دانشجويان و همچنين اقشار مختلف مردم باشد. مسلماً اگر اساتيد بسيجي و ارزشي بتوانند رهبري دانشگاه‌ها و ساير محيط‌هاي علمي را در دست بگيرند، ‌اين امر مي‌تواند تحول عظيمي در فضاي علمي كشور هم از حيث فرهنگي و هم علمي ايجاد كند. 

‌به نظر شما يك استاد بسيجي با ديگر استادان دانشگاه‌ها يا ساير مكان‌هاي آموزش عالي چه تفاوتي مي‌تواند داشته باشد؟

البته بايد بگويم به صورت عمومي همه اعضاي هيئت علمي عضو بسيج هستند مگر آن كه كسي به صراحت اعلام كند بسيجي نيست و نمي‌خواهد باشد. مسلماً با توجه به ماهيت روحيه بسيجي و نيز ارزش‌هايي كه در مقام معلمي وجود دارد، اجماع هردوي اين صفات در يك نفر مي‌تواند منشأ خير باشد و باعث فعاليت مضاعف و ارزشي او شود. 

‌اگر موافق باشيد كمي فضاي بحث را تغيير دهيم. گويا شما در فعاليت‌هاي محروميت‌زدايي و اردوهاي جهادي دانشجويي نيز حضور داشته‌ايد. در اين خصوص توضيح دهيد.

تفكر بسيجي يعني خدمت خالصانه و بسيجيان در هر زمان و كسوتي كه باشند سعي مي‌كنند خود را در مسير خدمت خالصانه قرار دهند. به همين خاطر از زماني كه دانشجوي دانشگاه تهران بودم، براي كمك رساني به مناطق محروم وارد فعاليت‌هاي جهادي شدم و به همراه گروه‌هاي جهادي در مناطق محروم متعددي حضور يافتم. به عنوان نمونه منطقه بازفت چهارمحال بختياري، ديشموك كهگيلويه و بوير احمد، قلعه گنج كرمان، سنقر كرمانشاه و. . . از جمله اين مناطق بودند. در اين خصوص يك كتاب نيز با عنوان برنامه‌ريزي محروميت‌زدايي نوشته‌ام تا مگر راهنمايي براي جهادگران و بستري براي انتقال تجربيات باشد.

منبع:جوان

دسته بندی اقشار: 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.